۱۳۹۶ تیر ۱۷, شنبه

روزی که می آید



روزی که لب هایت را روی لب هایم فشار دهی
پاسبان ها ببینند و خودشان را به ندیدن بزنند
بغل کردن تو در مترو آسان باشد
من سیگارم را زیر پا له نکنم
تف نیندازم در خیابان
ساحل تمیز باشد
رودخانه ها ٬ جنگل ها
برمی گردم
می روم دنبال کار
توی اولین شهرداری
سپور می شوم .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر