۱۳۹۶ تیر ۱۷, شنبه

این هم شد زندگی؟



گفتی:
پوشال رو با دندون بچسبونم به دیوار ؟
شبانه چسبوندم
ولی تخم های تو امنیت می خواهند
نمی خواهند؟
به ایوان و پنجره مشکوکم
اعتماد نمی کنم
هر بار که می آید و روی ایوان سیگار می کشد
بالهایم را جمع
پرهایم عصبی
خودم را شکل کبوتر
بق بقو می کنم
این لانه کوچک است
چنگال های تیز و منقارم را چه کنم؟
سر توی شهبال ها فرو برده ام
بروم مثل کلاغ برایت غذا بیاورم!؟
این هم شد زندگی!؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر