می آیند با پاکتی آجیل و سیگار
طناب با صدای اذان می رقصد توی باد
چند نفر می روند روی چهار پایه و
آن پایین
پشت نرده ها
موبایل ها روی دست
دوربین ٬ خبرنگار
پنجره ها ٬ همسایه ها ٬ آمبولانس
بچه ها قبل از مدرسه ٬ ته جمعیت قد می کشند
چند دقیقه ی بعد جرثقیل مشکل را حل می کند
بالا می رود
پاها تکان می خورند
تا اخرین لرزه ها روی چنگک صبر می کنند
تنها مشکل این است : فاصله دور است
نمی توان به چشمها شان که می پرد بیرون
یا سفید می شود
بدون چشم مسلح نگاه کرد و لذت برد
همه می توانند ببیند و با خیال جمع
بروند سر کارشان
اس ام اس
بلوتوث
O
خلاصه می آید این طرف
غروب توی اینترنتیم
شما که جرئت نمی کنید
اوکی
ما لایک می زنیم
کامنت پشت کامنت
اطلاعیه بیاید : امضا می کنیم
خیلی وقت است این کاره ایم
هی می گویند سال جدید
سال جدید
عجیب است : پس زمان دارد می گذرد؟
ای تقویم هزار چهره!
شمسی که با قمری قاطی بشود همین است دیگر!
میلادی اش هم به درد سگ نمی خورد
قمری ؟ حرفش را نزن
آبروی ما پیش این غربتی ها می رود
آن وقت ها اردیبهشتی بود و بوی بهار نارنج
آدم می فهمید چه خبر است!
حالا نه سیبش سیب است
نه انارش انار
نمردیم و خارجی هم شدیم
با این کله های سیاه
حرص اینجا را بخوریم
حرص آنجا را بخوریم
مریض شده ایم
پیش هر دکتری که می رویم
فقط
آسپرین می دهد
که سکته نکنیم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر