۱۳۹۶ تیر ۱۷, شنبه

بیا



من پوتین هایم را در می آورم
تو سینه بندت را
من فانوسقه را باز می کنم
تو نارنجک سینه هایت را
من قطار فشنگ را از شانه ول می کنم
تو موهایت را
من از خط مقدم در می روم
تو بیا کنار اولین جاده
اولین آبادی
با جیپ ارتشی
سرعت در اتوبان
جریمه می شویم و
مست رانندگی می کنیم
شب
مه بر شیشه ها و
دست روی دنده
دست تو , دست من
زیباترین خیانت است
در قهوه خانه ای بین راه
با تو زندگی می کنم روی دو صندلی
قول می دهم
از چشم های تو دفاع خواهم کرد
از اشکهایت
مثل مصدق از نفت .


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر